شرکت کفش ورزشی "نایک" در اقدامی عجیب و توهین آمیز، اسم جلاله "الله" را بر روی کفش های ورزشی خود قرار داد.
به گزارش پایگاه اینترنتی«محفل شمع زینب سلام اله علیها shamezeinab» ،به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آرماگدون به دنبال حملات غرب به پیامبر اکرم (ص) و انتشار کاریکاتورهای موهن و پخش فیلم موهن نسبت به قرآن کریم، این بار یکی از شرکت های مشهور کفش ورزشی در جهان به نام "نایک" در اقدامی، به اسم جلاله "الله" توهین کرده است.
این شرکت اقدام به نوشتن اسم جلاله الله بر پشت کفش های ورزشی خود کرده است.
بنابر گزارش شبکه خبری عرب آنلاین، غرب اقدامات مختلفی را برای اهانت و خدشه دار کردن چهره اسلام انجام می دهند، به طوری که از حمله به مسلمانان، پیامبر(ص) و قرآن، این بار پا را فراتر گذاشته و به اهانت به خداون سبحان اقدام کرده اند.
از سوی دیگر، کشور هلند نیز در ادامه اقدامات اسلام ستیزانه خود، تصمیم دارد به زودی فیلم کارتونی درباره همسران حضرت محمد(ص) را که حاوی صحنه های زشت و شنیع است، پخش كند.


منبع:
« اللهُمَّ الْعَنْ أوّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد »
این قفل که می بینید حاصل پیگیری خاندان ال سعود و حکومت عربستان سعودی است که جمهوری اسلامی ایران را راغب کرد که این ارامگاه رادرش را قفل بزند به گونه ای که وقتی در خیابان کاشان رد می شدیم در سر در ان ارامگاه ابولولو را می دیدیم اما وقتی به این شهر برای مراسم گلابگیری رفته بودم در کمال ناباوری دیدم که سر در ان کوچه را برداشته اند و تابلوی راهنما را هم رنگی کرده اند و در انتهای کوچه که این ارامگاه قرار دارد را با داربست بسته اند که ماشینی به انجا راه پیدا نکند و در نهایت قفلی می یبنیم که می تواند حاصل دو چیز باشد
تهدید یا امتیاز عربستان صعودی
شنیده بودم که عربستان صعودی به ایران اعتراض کرده که شیعیان عربستان به این منطقه از کاشان می ایند تا قاتل خلیفه دوم مسلمین یعنی عمر را ببیننند. و این مسئله که برای قاتل عمر ارامگاه ساخته شده و مردم زیادی به انجا می روند خاندان ال صعود را بشدت عصبانی کرده بود حال یا به زبان تهدید، قطع روابط یا به زبان دادن امتیاز برای حجاج ایرانی. دولت ایران در این ارامگاه را بست تا شاهد یک پیگیری شدید دیپلماتیکی از سوی عربستان باشیم
هرچند که به درستی ایران بارها اعلام کرده که این ارامگاه ابولولو هیچ ارتباطی به قاتل عمر ندارد در تاریخ هم مشاهده می شود که قاتل عمر در مدینه کشته شده اینکه چرا این ابولولو به ان قاتل عمر اطلاق شده می تواند محل بحث باشد و اینکه خاندان ال صعود از چه تکنیکی وارد شده تا دولت نهم را وادار کند که این ارامگاه درش بسته شود. هر چند که خشم مردم را می شد در اطراف دیوار های ارامگاه دید انجا که نوشته بودند لعنت بر کسیکه در حرم را بست
بله دوستان این مطلب از دوستانمه این مکان تاریخ اصلی ساختن بنا مشخص نیست اما میدانیم که در نیمه دوم قرن چهاردهم کاملا " بازسازی شده و سنگ قبر جدیدی نیز بر روی مزار او قرار داده شده است سوال اینه که بعد از این همه وقت چرا الان بگن ساختگیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تحقیقات اخیر باستان شناسان حاكی از این است كه سپاهی كه در 325 كیلومتری شهر الخارجه در زیر شنهای كویر یافت شده است همان سپاه ایران است كه 2535 سال ناپدید شده است.
اوایل تابستان 525 پیش از میلاد یك سپاه چهل هزار نفری از سوی كمبوجیه پادشاه وقت ایران پس از از اینكه ایران مصر را تسخیر كرده و فرعون وقت آن یعنی پسامتیك سوم را مورد عفو قرار میدهند برای شناسایی و تصرف لیبی كنونی به سمت این كشور روانه میشود . هرودوت و سایر تاریخ نگاران داستان های متفاوتی از این سفر نقل میكنند ولی انچه همه بر ان اتفاق نظر دارند سرنوشت این سپاه است كه بدون هیچ گونه درگیری در صحرا ناپدید میشوند و تا اواخر جنگ جهانی دوم هیچ اثری از ان به دست نیامد.
تاریخ نگاران عنوان داشته اند پس از 37 روز سفر در كویر و طی 385 كیلومتر ( به علت وضعیت گرما سپاه كند حركت میكرد) در یك صبح ارتش گرفتار طوفان شن میگردد. همه سپاهیان ایران در این طوفان زیر خروارها شن بیابان مدفون میگردند.
داریوش بزرگ پس از سالیان كه برای افتتاح ابریز دریای سرخ به رود نیل به مصر رفته بود شخصا برای یافتن و برگرداندن اجساد ایرانیان به منطقه رفت ولی دست خالی برگشت.
در برگشت از منطقه داریوش در شهر الخارجه كه اكنون 60000 نفر جمعیت دارند معبدی را احداث میكند كه نشان دهنده الحاق مصر به ایران است و همه ساله هزاران گردشگر را به خود جلب میكند.
در دوران جنگ جهانی دوم گروهی از تانكهای نیروهای درگیر در جنگ در منطقه ای عبور میكنند كه با ریزش ماسه و نمایان شدن سپر و لوازم جنگی سپاهی بزرگ همراه بود. به علت دوران دشوار جنگ این مسله مسكوت میماند تا اینكه در دهه نود دوباره باستان شناسان برای تحقیق و كشف حقیقت به منطقه میروند. نتایج ازمایشات ژنتیك نشان از این دارد كه این همان ارتش ناپدید شده ایران است .
حضور دانشمندان باستان شناس ایران و تلاش برای برگرداندن باقیمانده ارتش ایران وظیفه ای است كه بر گردن مسئولین نهاده شده است.
اگر از پسرهای پشت کنکور بپرسید برای چه میخواهند به دانشگاه بروند جواب حقیقی آنها این خواهد بود: دختربازی .
اگر از دخترها بپرسید: میگویند برای انتخاب شوهر .
حالا تکلیف اون خانواده بدبخت روشنه که جوونشون را میفرستند دانشگاه که مثلا درس بخونه.
میدونید توی محیط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اینو بخونید:
* سری به یکی ازخانه های دانشجویی پسرها میزنیم. سه پسر در گوشه ای مشغول ورق بازی هستند و حسابی جر میزنند. آنقدر حواسشان پرت است که یادشان رفته غذا بالای اجاق داردمیسوزد.
* حال سری به خوابگاه دخترها میزنیم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفهها را به هم گره زدهاند و ازپنجرهی اطاق مشغول کشیدن پسری به اطاق خودشان که طبقه دوم است هستند. ناگهان صدای آژیر پلیس که از آن نزدیکی میگذرد میآید و دخترها از ترس ملحفه ها را ول میکنند. پلیس به طرف او میآید و چند روز بعد به پسرک میگوید ما اصلا شما را ندیده بودیم.
* سری به یکی از کافی شاپهای اطراف دانشگاه میزنیم. یک پسر و دختر کنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتی پسره با دادن قول ازدواج کردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتی هم از هم جدا میشوند نه کک این میگیره نه اون.
* سر یکی از کلاسهای درس هستیم 4 پسر پشت سر دختری نشستهاند و با تلاش زیاد طوریکه نه دختره و استاد و نه بقیه دانشجویان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوی دختره می نویسند (من خرهستم).
* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها میسوزه و برای آنها سوپ میاره.
پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفی از ظروف خودشان خالی میکنند و برای دخترهای دانشجوی همسایه میبرند که بله، اینو ما پختیم. دخترها فکر میکنند که اینها دیگه آدم شدهاند و با تعارف سوپ را میگیرند. غافل از اینکه پسرها...
حقیقت اصلی دانشگاه اینه !!!!!!




| وطن یعنی همه آب و همه خاك | وطن یعنی همه عشق و همه پاك | |
| به گاه شیرخواری گاهواره | به روز و درد پیری ، عین چاره | |
| وطن یعنی پدر ، مادر ، نیاكان | به خون و خاك بستن عهد و پیمان | |
| وطن یعنی هویت ، اصل ، ریشه | سرآغاز و سرانجام همیشه | |
| وطن یعنی محبت ، مهربانی | نثار هر كه دانی و ندانی | |
| وطن یعنی نگاه هموطن دوست | هر آنجایی كه دانی هموطن اوست | |
| وطن یعنی قرار بیقراری | پرستاری ، كمك ، بیمارداری | |
| وطن یعنی هوای كوچه ی یار | در آن كو دل شكستن های بسیار | |
| نگاهی زیرچشمی ، عاشقانه | به كوچه آمدن با هر بهانه | |
| وطن یعنی غم همسایه خوردن | وطن یعنی دل همسایه بردن | |
| وطن یعنی زلال چشمه ی پاك | وطن یعنی درخت ریشه در خاك | |
| ستیغ و صخره و دریا و هامون | ارس ، زاینده رود ، اروند ، كارون | |
| دنا ، الوند ، كركس ، تاق بستان | هزار و قافلانكوه و پلنگان | |
| وطن یعنی بلندای دماوند | شكیبا ، دل در آتش ، پای در بند | |
| وطن یعنی شكوه اشترانكوه | به دریای گهر استاده نستوه | |
| وطن یعنی سهند صخره پیكر | ستیغ سینه در سنگ تمندر | |
| وطن یعنی وطن استان به استان | خراسان ، سیستان ، سمنان ، لرستان | |
| كویر لوت ، كرمان ، یزد ، ساری | سپاهان ، هگمتانه ، بختیاری | |
| طبس ، بوشهر ، كردستان ، مریوان | دو آذربایجان ، ایلام گیلان | |
| اراك ، فارس ، خوزستان و تهران | بلوچستان و هرمزگان و زنجان | |
| وطن یعنی سرای ترك با پارس | وطن یعنی خلیج تا ابد فارس | |
| بهشتی چشم را گسترده در پیش | ابوموسی و مینو ، هرمز و كیش | |
| وطن یعنی همه سازندگی ها | رهایی از تمام بندگی ها | |
| بریدن دست غیر از گردن نفت | صلای صبح ملی نفت | |
| وطن یعنی ز هر ایل و تباری | وطن را پاسبانی ، پاسداری | |
| وطن یعنی دلیر و گرد با هم | وطن یعنی بلوچ و كرد با هم | |
| وطن یعنی سواران و سواری | لر و كرد و یموت و بختیاری | |
| همه یك جان و یك دل بودن ما | به دامان وطن آسودن ما | |
| وطن یعنی دلی از عشق لبریز | گره باف ظریف فرش تبریز | |
| وطن یعنی هنر یعنی سپاهان | حریر دستباف فرش كاشان | |
| وطن یعنی كتیبه در دل سنگ | تمدن ، دین ، هنر ، تاریخ ، فرهنگ | |
| وطن یعنی همه نیك و بهنجار | چه پندار و چه گفتار و چه كردار | |
| وطن یعنی شب رحمت ، شب قدر | شب جوشن ، شب روشن ، شب بدر | |
| وطن یعنی هم از دور و هم از دیر | سده ، نوروز ، یلدا ، مهرگان ، تیر | |
| وطن یعنی جلال مانده جاوید | ستون و سر ستون تخت جمشید | |
| هزاران نقش و خط مانده در یاد | صبا ، كلهر ، كمال الملك ، بهزاد | |
| نكیسا ، باربد ، افسانه و چنگ | سرود تیشه ی فرهاد در سنگ | |
| سر و سرمایه های سرفرازی | ابوریحان و خوارزمی و رازی | |
| به اوج علم و دانش رهنوردی | ابونصر ، ابن سینا ، سهروردی | |
| به بحر عشق و عرفان ناخدایی | عراقی ، رودكی ، جامی ، سنایی | |
| وطن یعنی به فرهنگ آشنایی | در لفظ دری را دهخدایی | |
| وطن یعنی جهانی در دل جام | وطن یعنی رباعیات خیام | |
| وطن یعنی همه شیرین كلامی | عفاف عشق در شعر نظامی | |
| وطن یعنی نگاه مولوی سوز | حضور نور در شمس شب و روز | |
| وطن یعنی پیام پند سعدی | زبان پیوسته در پیوند سعدی | |
| وطن یعنی هوا و حال حافظ | شكوه باور اندر فال حافظ | |
| وطن یعنی تبیره ، دمدمه ، كوس | طلوع آفتاب شعر از طوس | |
| وطن یعنی شب شهنامه خواندن | سخن چون رستم از سهراب راندن | |
| وطن یعنی رهایی زآتش و خون | خورش كاوه و خشم فریدون | |
| وطن یعنی زبان حال سیمرغ | حدیث یال زال و بال سیمرغ | |
| وطن یعنی امید نا امیدان | خروش و ویله گرد آفرینان | |
| وطن یعنی لگام و زین و مهمیز | سواران قران و رخش و شبدیز | |
| وطن یعنی گرامی مرز تا مرز | وطن یعنی حریم گیو و گودرز | |
| وطن یعنی دل و دستی در آتش | روان و تن ، كمان و تیر آرش | |
| وطن یعنی شبح یعنی شبیخون | وطن یعنی جلال الدین و جیحون | |
| وطن یعنی به دشمن راه بستن | به اوج آریو برزن نشستن | |
| وطن یعنی دو دست از جان كشیدن | به تنگستان و دشتستان رسیدن | |
| زمین شستن ز استبداد و از كین | به خون گرم در گرمابه ی فین | |
| وطن یعنی گذشته ، حال ، فردا | تمام سهم یك ملت ز دنیا | |
| وطن یعنی چه آباد و چه ویران | وطن یعنی همین جا ، یعنی ایران |
شعر از : علیرضا شجاع پور




