تبليغاتX
بحث ها و مطالب جالب و خواندنی روز

2006_Virus_attack_F.gif

از طرف کمپانی McAfee AntiVirus ویروس بسیار خطرناکی شناسایی و در سایت مك آفی اعلام شده که تاکنون در عرض فقط و فقط 1 روز طبق گفته مسئولین این شرکت بیش از 10 هزار نفر آلوده به این ویروس شدن و تمام اطلاعاتی که روی درایو C اونها بوده به کلی نابود شده.
نام ویروس : slando
نوع عملیات تخریبی : سخت افزاری
روش تخریب : این ویروس با جای نشین کردن یک خط کد در فایل kernell داخل پوشه system باعث تخریب سکتور "zero" هارد کامپیوتر شما میشود و بعد از اولین خاموش روشن کردن sector های درایو C محلی که ویندوز شما در آن نصب است را burn میکند (شدت این عمل از format کردن هم جدی تر است به طوری که طبق گفته مک آفی این ویروس توسط cia جهت نابود سازیه کامل اطلاعات hard disk استفاده میشده است و اصلا قابل بازیابی نمی باشد)
چگونه به این ویروس آلوده میشویم : بسیار ساده " با باز کردن یک نامه مشکوک و دانلود فایل موجود در آن نامه " که بدیش اینه که از طرف دوستتان برای شما ارسال میشود بدون اینکه او در جریان باشد (مثل ارسال pm های آلوده به ویروس در yahoo messenger که از طرف فرد آلوده به ویروس برای قربانی ارسال میشود)
این ویروس مورد تایید سایت YAHOO هم قرار گرفته است .

روش های جلوگیری از آلودگی به این ویروس :
1- طی چند روزه آینده هیچ فایل پیوست شده یا هیچ ایمیلی را تحت عنوان postcard باز نکنید. حتی اگر این نامه از طرف دوستتان برای شما ارسال شده باشد.
2- با اطلاع رسانی به دوست و همكارانتان، کامپیوترخانگی آنها و كامپیوترهای شركت را از یک مشکل خیلی جدی نجات دهید. 20 بار دریافت کردن این نامه بهتر از آلودگی دوستتان به این ویروس است در حالی که شما میدانستید ولی دریغ کردید و به آنها نگفتید.
ویروس فوق حتی توسط خبرگزاری CNN به عنوان مخرب ترین ویروس کامپیوتری اعلام شده.
این ویروس به تازه گی توسط کمپانی McAfee شناسایی شد و تا کنون راهی جهت repair آن پیدا نشده است.

 

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

قوت جان گر نیست جان محفوظ باد          جان درگیر زمان محفوظ باد

 

         

 

سفره ی ما گر پر از خالی بُوَد                        یادمانِ بوی نان محفوظ باد

 

           

 

خنده بر لب ها اگر خشکیده است              اشک و آه بی امان محفوظ باد

 

           

 

چرخ گردون گر به کام ما نگشت                 کج روی های زمان محفوظ باد

 

           

 

بره ی بریان اگر مقدور نیست                  آش کشک خاله جان محفوظ باد

 

                

 

ما دگر با فقر عادت کرده ایم                         غر و لند کودکان محفوظ باد

 

                                        

 

یا اگر مردیم زیر بار فقر                                  جان آقا زادگان محفوظ باد

 

          

 

پشتم از بار گرانی گشته خم                      حمل این بار گران محفوظ باد

 

  

 

 در این دستگاه قضائی بی نقص  ما                  فرصت غارتگران محفوظ باد

 

         

 

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |
ماهیان به هم چسبیده ، توجه بسیاری از گردشگران را به نمایشگاه بزرگ آبزیان در پایتخت تایلند جلب کرده است.
یک آکواریوم بزرگ که در بانکوک به نمایش درآمده ماهیان به هم چسبیده ای دارد که شاید تا کنون نظیر آنها را ندیده باشید.
ماهیان استثنایی که دوقلوی تایلندی نامیده شده ، از شکم به هم چسبیده اند و هشت ماه از عمرشان می گذرد.
نکته شگفت انگیزتر این که ماهی بزرگ تر به شدت مراقب قل خود است ، از آن در برابر هر خطری محافظت و غذا تهیه می کند.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، کارشناسان جهش ژنتیکی و تقسیم ناقص سلولی را دلایل اصلی این پدیده کم‌نظیر عنوان می‌کنند.
نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را  متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
 


1-ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و  دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2-چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
3-  به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند
 

s1oot1.jpg


سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های  شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام  انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5-لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند . این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6-اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7-انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
 عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
شصت نشانه والدین است
انگشت دوم خواهر و برادر
انگشت وسط خود شما
انگشت چهارم همسر شما
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است

 

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد. اما من! هرگز حرف خدا را باور نکردم، وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم. چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز، تا صدای خدا را نشنوم. من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود. می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواهد بسازم نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت ماندم. من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم. اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد. دانستم که نابودی ام حتمی است. با شرمندگی فریاد زدم خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم. خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست. در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد ومرا پذیرفت. نمی دانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد. از زیر آوار زندگی بیرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم. گفتم: خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم. خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هستم. گفتم: خدایا عشقت را بپذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم. سپس بی آنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم. اوایل کار هر آن چه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم و خدا فوری برایم مهیا می کرد. از درون خوشحال نبودم. نمی شد هم عاشق خدا شوم و هم به او بی توجه باشم. از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام از خدا نظر بخواهم زیرا سلیقه خدا را نمی پسندیدم. با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چیزی در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم. پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا این که وجودش را کاملاً فراموش کردم. در حین کار اگر چیزی لازم داشتم از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست کمک می کردم. عده ای که خدا را می دیدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند. اما عده ای دیگر که جز سنگهای طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند تا آنها نیز بهره ای ببرند. در پایان کار همان ها که به کمکم آمده بودند از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند. همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرار آنها را تماشا کردم. آنها به سرعت از من گریختند همان طور که من از خدا گریختم. هر چه فریاد زدم صدایم را نشنیدند همان طور که من صدای خدا را نشنیدم. من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم. قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود. گفتم: خدایا! دیدی چگونه مرا غارت کردند و گریختند. انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که برخیزم. خدا گفت: تو خود آنها را به زندگی ات فرا خواندی. از کسانی کمک خواستی که محتاج تر از هر کسی به کمک بودند. گفتم: مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم و سزاوار این تنبیه هستم. اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی هر چه گویی همان کنم. دیگر تو را فراموش نخواهم کرد. خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور کرد. نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا، تنبیه کرد. گفتم: خدا جان بگو چگونه محبت تو را جبران کنم. خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم. گفتم: چرا اصرار داری تو را باور کنم و عشقت را بپذیرم. گفت: اگر مرا باور کنی خودت را باور می کنی و اگر عشقم را بپذیری وجودت آکنده از عشق می شود. آن وقت به آن لذت عظیمی که در جست و جوی آنی می رسی و دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویایی به زحمت بیندازی. چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی زیرا تو و من یکی می شویم. بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چیزی بی نیازم. اگر عشقم را بپذیری می شوی نور، آرامش و بی نیاز

 

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

5390qp.jpg

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

 

اینم یه سری از عکسایی که تو ماه اکتبر از گلشیفته فراهانی گرفته شده.

 

83137935.jpg?v=1&c=NewsMaker&k=2&d=17A4AD9FDB9CF19303D83A05122D236960910F6976C86AA0E30A760B0D811297

ادامه مطلب رو حتما بخونيد!!!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

e7o5s0.jpg

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

99jchw.jpg

 

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

 

 

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:14 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |

واه واه واه

این دو تا اولی ها آبروی هر چی مرده بردن 

اولی میخواد کتک بخوره ، دومی کتکاشو قبلا خورده

 

2jfzjpi.jpg

 

6ei6w0.jpg

 

 

اما به این میگن یه مرد واقعی

ببین چه جوری زنشو ذلیل و موش کرده

همه شیرهای ماده قربونش برن الهی

 

huhdfl.jpg

نوشته شده در 87/07/17ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط محمد صالح شفیعی| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Goftoshenod.Blogfa.com & www.Iran-Os.ir & www.Iran-Os.com