علاقهمندان به كنسرت موسيقي مقامي با نواي تنبور علياكبر مرادي، شبهاي گذشته را در تالار انديشه حوزه هنري (در تهران) حضور يافتند تا شمارگان مخاطبان اصالتدار موسيقي اصيل تمدن ايران بزرگ را به رخ شهري بكشند كه در جستوجوي سرنوشت نيك و بد شخصيتهاي انبوه سريالهاي سيقسمتي، ساعات خود را پاي جعبههاي تلويزيون نشسته بود.

كنسرتهاي موسيقي ايران با اجراي دونوازي تنبور ايراني و باقلاماي ترك و گروه "يارسان"، پيش از آنكه ماه شوال برآيد، در تهران از سرگرفته شدند.
شامگاه پنجشنبه و جمعه - 19 و 20 مهر - عقربههاي ساعت به 20:30 رسيد و صداي تنبور علياكبر مرادي در تالار انديشهي حوزه هنري پيچيد.
تنبورنواز چيرهدست ايران را همنوازي ترك همراهي ميكرد؛ اولاش اوزدمير فارسي نميدانست، تنها با سازش هم گام ميشد و پابهپاي علياكبر مرادي ميآمد.
بداههنوازي آنها براساس گامهاي مقامي تنبور بود كه به مقام مجنوني هم اشارهاي داشتند و به مقامهاي حقاني هم تنه ميزدند.
شرهاي پيوستهي مرادي يكريز بر سيمهاي تنبورش فرود ميآمدند؛ او روي سازش رها شده بود و اجرايي متفاوت از گذشته ارايه ميكرد.
مرادي از مولانا خواند:
بر اين مجنون چه ميبندم، مگر بر خويش ميخندم
بر اين مجنون چه ميبندم، مگر بر خويش ميخندم
مرا هردم برانگيزي بهسوي شمس تبريزي
بگو در گوش نقش اي جان چه ميتازي به سوي او
...
و:
بگو در گوش نقش اي جان چه ميتازي به سوي او
چه ميتازي به سوي او
چه ميتازي به سوي او
...
باقلاهاي اوزدمير اوج ميگرفت، فرمان ميداد و فرمان ميگرفت؛ هماهنگ ميشد و هماهنگ ميكرد؛ همراه ميشد و همراهي ميكرد.
اوزدمير با فرودهاي باقلاملا، سازش، نقش همراه كوبهيي را براي تنبور مرادي ايفا ميكرد. انگشت بر صفحهي سازش ميزد و مرادي ريتم را تغيير ميداد. اوزدمير بر سيمهاي سازش جاري ميشد و دوباره ضربه ميزد.
او در بخش نخست هر دو شب اجرا، تنها يك قطعهي موسيقي علوي تركيه را اجرا كرد.
بخش دوم اجرا اما موسيقي كردي بود.
اوزدمير نه فارسي ميدانست نه كردي؛ چهرهاش تغييري نداشت، تنها متمركز بر نواختن بود. يكريز بر سازش انگشت ميكوبيد و ميكشيد.
مرادي با آغاز بخش دوم، گروهش را معرفي كرد؛ گفت كه اولاش اودزدمير فعاليت چشمگيري را در موسيقي عربي و آناتولي داشته است؛ بهشوخي هم عنوان كرد "به سن كمش نگاه نكنيد، آدم خطرناكي است."
سيدمحسن نهاني نينواز گروه بود و فرزاد شاهسواراني دف ميزد.
موسيقي محلي كردي با تنظيم و روايت مرادي در بخش دوم اين اجرا گنجانده شده بود.
قطعهي اول در دستگاه شور بود. شيوهي ني نوازي نهاني هم شباهتي به نواي شهشال و موسيقي مقامي منطقه كردستان داشت.
ما نگه شه و (مهتاب شب)
ني نوازي
كه وهه ري (گوهري)
مه سهي بي مي (مست بي مي)
بخش ديگر اما در دستگاه سهگاه اجرا شد.
اين بخش با شعري از "نالي" و زنجيرهاي دف و ضربههاي شاهسواراني آغاز شد؛ او با مرادي همخوان بود؛ آنها قطعهشان را در دستگاه سهگاه اجرا كردند.
شوكري خودا چاواني يارم ئوخهي
به بي مهي مهسته بي مهي مسته بي مي ...
( سپاس خالق زيباييها را كه چشمان يارم را بي مي مست آفريده ...)
اشعار ولي ديوانه، سيديعقوب ماهيدشتي و كريم شاره زا، ادامهي اجراي اين كنسرت بود كه در دو شب متوالي اجرا شد و شب دوم تاخير 30 دقيقهيي داشت. مرادي هم در بخش دوم، سهتار ميزد و اوزدمير ساز ديگري برداشت؛ باقلاماي او در اين بخش گويا حجم بزرگتري پيدا كرده و به عود شبيه بود. اما بهخاطر استفاده از گوشههاي محدودي از دستگاه سهگاه اثر سازش در بخش دوم كم اثرتر از بخش نخست بود.
تصنيفهاي اين بخش يكنواخت بودند، هرچند ريتم برنامه كمي شادتر مينمود.
اجرا با تصنيف در كنار چشمهساران با دو ريتم متفاوت دو چهارم و شش هشتم به سرانجام رسيد.
اين اجرا در حالي به پايان رسيد كه هيچ يك از دو شب اجرا، جمعيت حاضر، تالار انديشه را كامل پر نميكرد و مخاطبان بيشتر از قشر فرهيخته و وابستگانشان بودند و بهگفتهي مرادي، همين اندازه جمعيت هم در فقدان تبليغات مناسب، اگر لطف دوستان خبرنگار نبود، شايد گرد هم نميآمدند.